سفید
|
||
میگفت چراغ که روشنه می بینی هر یکی یطرفه. یکی داره تلوزیون میبینه، یکی پای مبایلشه و اونیکی پا کامپیوتر و قص علی هذا
بعد که برق میره یه شمع که روشن میکنن همه دور هم جمع میشن
به خودم نمره میدم
هر روز
قضیه اینجوریه که باید یک سری فعالیت تعریف کرد مثل رانندگی و ورزش و تغذیه و مطالعه و نماز و سلامتی و خانواده و ...
بعد هر کدوم توی هر روز نهایتا 10 امتیاز داره
مثلن الان من 25 تا ازین فعالیت ها تعریف کردم که در مجموع میکنه به عبارتی 250 امتیاز
بعد برای هر هفته یک امتیازِِ هدف ِ روزانه تعریف میکنم
مثلن این هفته امتیاز هدف روزانه 160 هست.
این یعنی اینکه اگر امروز من 160 امتیاز بیارم نمرم بیست میشه.
بعد چون هر فعالیتی حداکثر میتونه 10 امتیاز داشته باشه، حداقل 16 تا فعالیت باید 10 امتیازی بشه تا نمره من بیست بشه
خوبیش اینه که به قول معروف دیگه نمیشه تو یک فعالیت پرخوری کرد. چون بعد از 10 امتیاز دیگه امتیازی نداره و فقط اتلاف انرژیه
یه جور بازیه! 
و این یعنی چند بعدی بودن و تک بعدی نبودن 
خب
یک چیزی هست رنج کشیدن
یک سری روانشناسی هست که میگه غورباغه ت رو بخور تا موفق بشی
رنج رو تحمل کن تا موفق بشی
اما
خب فقط موفقیت نیست
موفقیت خیلی جاها کم میاره
هر رنجی ارزش موفق شدن نداره با این نگاه
اما
فرانکل میگه همه ما رنج میکشیم
که این رنج ها اگر معنی نداشته باشه
نا امید میشیم
و نتیجه اینکه این رنج ها یک معنی ای داره

خوشم میاد
از این معنیه خوشم میاد
میگه اگه آدم معنی رنج ها رو بفهمه
شکوفا میشه
شکوفا.. ..
و شکوفا شدن
همیشه
همیشه
ارزش رنج کشیدن و داره
میگه که مواظب پول خورداتون بیشتر باشین چون پول درشتا مواظب خودشون هستن 
داشت راجع به آثار یوجین اونیل حرف می زد. که واقع گران. بعد وسطاش گفت اصولن ارتباط تنگاتنگی بین اسطوره ها و تراژدی وجود داره.
خب همین دیگه. تراژدی ای نیست. تراژدی وقتی تولید میشه که پای اسطوره بیاد وسط.
میگه دنیای مطلوب ما از چیزایی تشکیل میشه که احساس خوبی بهمون میدن
خب جالبه
گاهی فکر میکنی که چیزی تو دنیای مطلوبت جا داره و وقتی که دقیق میشی و میبینی نسبت بهش انچنان احساس خوبی نداری شوکه میشی و بعد می پرسی چیه که این وسط جور نیست
یا برعکس
چیزی که فکر میکنی توی دنیای مطلوبت نیست و وقتی دقیق میشی میبینی نسبت بهش احساس خوبی داری و در واقع! توی دنیای مطلوبته!
ینی اینکه کلن آدم دقیق بشه ببینه دقیقا چی بهش حس خوب میده و چی حس بد و چرا. و اگر چرای درستی نداره دنیای مطلوبش رو که به صورت ناخودآگاه شکل گرفته، اصلاح کنه. به نظرم خیلی میتونه راهگشا باشه.
خیلی از اوقات
اگر به جای کاری که دوست دارم
کاری که واقعا دوست دارم انجام بدم
خیلی احساس خوبی پیدا می کنم
خیلی خیلی احساس خوبی داره 
خبقضیهازاینقرارهکهدیوونههاازهمهعاقلترنوعاقلاازهمهاحمقترنواگهبهاندازهکافیعاقلباشی میدونیکهحرفیکهزدمتناقضداره
الم تر ان الله انزل من السماء ماء فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا الوانه ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فی ذلک لذکری لاولی الالباب زمر 21
آیا نمی بینی که خدا آب را از آسمان فرود آورد و آن را به شکل چشمه ها در زمین روان ساخت و بعد از زمین کشتزارهای رنگارنگ پدید می آورد سپس خشک می شود، آن گاه آن را زرد می بینی و بعد خاشاکش می گرداند؟
انگار که از اول تا آخرش و برات تعریف کرده باشن
یک جور آرامش نابی توش هست
وقتی که هر چی که می بینی.. از اول تا آخر آیه رو - با هم - توش ببینی.. حس کنی.. ..
فرض کنید چهار ساله اید و شخصی پیشنهاد زیر را برایتان مطرح می کند: یک شیرینی در اطاق می گذاریم و می رویم. اگر توانستی تا برگشتنمان صبر کنی و شیرینی را نخوری، یک شیرینی دیگر جایزه می گیری. اما اگر صبر نکردی فقط همین شیرینی را می خوری.
بهش میگن آزمون کنترل تکانه.
بعضی از بچه های چهار ساله برای حدود 15 تا بیست دقیقه طاقت فرسا مقاومت کردن. اونا برای مقاومت در برابر وسوسه شیرینی چشمهاشون رو می گرفتن تا مجبور نباشن به شیرینی وسوسه گر نگاه کنن، یا سر خودشون و تو دستاشون می گرفتن، یا با خودشون صحبت می کردن، آواز می خوندن، با دستا و پاهاشون بازی می کردن یا حتی سعی میکردن بخوابن.
اونا به عنوان پاداش دو تا شیرینی می گرفتن. اما اونایی که تکانشی تر بودن، همون یدونه شیرینی رو درست چند ثانیه بعد از رفتن آزمونگر که اتاق رو برای انجام "کارش" ترک کرده بود قاپیدن!
به هر حال خواستم تاکید بکنم که "کنترل تکانه"
در رسیدن به اهداف بلند مدت نقش خیلی مهمی داره.
یه چیزی بگم 
اینکه خدایی باشد، هست که همه چیز را بسپاری به ش و خیالت هم ازش راحت باشد که خوب راهنمایی انتخاب کردی ]لامپ[ که مگر قرار است این : اینجه چکار میکنم و چه باید بکنم و ... را تک و تنها جواب بدهی؟ که بعدش ببینی یک هو وسط رینگ تنها ماندی و ...
آره
اینجور نباشه که فقط در سختی حواس ت به خدا پرت شه. چه در همه حال کلی ی ی سوال بی جواب هست که راهنماش خداست
کلی ی ی ! ]لامپ!لامپ! لامپ![
هدایت! که اگر گم شده م. که اگر هزار تو که نه هزار هزار تو هم باشد، راهنما که باشد، چه غم هست؟ هان؟
که ایمان که باشه ترس نیست. بازی با لغت نیست. ایمان به نیرویی برتر، به خدا! ]لامپ[!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم
غیر المغضوب علیهم
و لا الضالین
والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین عنکبوت (69)
چقدر من با این آیه زندگی کردم.. میدونی چی میگفتم؟ میگفتم هل جزا, الاحسان الا الاحسان؟ بعد میگفتم یعنی اگه احسان کنی خدا برات جهاد میکنه؟ ... ... ...